سيد علي اكبر قرشي

245

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

حرف الحاء حبذا : به به ( خوشا ) اين لفظ مركب است از « حبّ » فعل مدح و « ذا » كه اسم اشاره است ، اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده است « كم من صائم ليس له من صيامه الّا الجوع و العطش و كم من قائم ليس له من قيامه الّا السهر و العناء حبّذا نوم الاكياس و افطارهم » حكمت 145 اى بسا روزه داريكه از روزه‌اش جز گرسنگى و عطش نصيب او نيست و اى بسا شب زنده‌داريكه فقط بى خوابى و رنج عايد اوست ، خوشا به خواب اهل كمال و افطارشان . حب : دوست داشتن . فعل آن از ثلاثى مجرد در قرآن مجيد و نهج البلاغه نيامده است همه از باب افعال و غيره آمده است در اقرب الموارد گويد : استعمال شابع آن از باب افعال است « تحبّب » اظهار محبت و دوستى « تحابب » بين الاثنين است ( دوست داشتن يكديگر ) از اين ماده به طور وفور در « نهج » آمده است . آنگاه كه سهل بن حنيف در كوفه از دنيا رفت ، و او از محبوبترين يارانش بود و در صفين در ركاب آنحضرت شمشير زده بود ، حضرت به دنبال مرگ وى چنين فرمود : « لو احبّنى جبل لتهافت » حكمت 111 ، اگر كوهى مرا دوست دارد منفجر شده مى ريزد . سيد رضى « ره » در شرح آن فرموده : يعنى گرفتارى براى او بيشتر مىشود مصائب بر وى حمله مىكند و آنها فقط بر اتقياء و نيكوكاران روى مى آورند ابن ميثم فرموده : آن اشاره به كثرت مصائب و بلاياى او عليه السلام و دوستانش مى باشد ،